تحلیل | چرا اعتراض یک فعال یهودی اتیوپیایی همچنان برای اسرائیل مهم است
گزارش معاریو از زیوا مکوننداگو، فعال اجتماعی ۵۴ ساله اسرائیلی، بیش از آنکه صرفاً روایت زندگی یک کنشگر باشد، شرحی از دشواریهای ادغام جامعه یهودیان اتیوپیایی در ساختار سیاسی و اجتماعی اسرائیل است.
مکوننداگو میگوید انتخاب او از سوی رئیسجمهوری اسرائیل نشانه آن است که صدای این جامعه در فضای عمومی دیده میشود؛ اما تأکید میکند که هنوز به اندازه کافی به آن گوش داده نمیشود.
همین دو گزاره، محور اصلی مسئله را روشن میکند: شناسایی نمادین با برابری نهادی یکی نیست.
بر اساس روایت منتشرشده در معاریو، تجربه این فعال از مسیر مهاجرت آغاز شد؛ خانواده او در سال ۱۹۸۴ از اتیوپی به اسرائیل رفتند و حدود سه ماه در اردوگاه پناهندگان امرکوبا در سودان ماندند.
او سپس از انتقال به مدرسه شبانهروزی، جدایی دردناک خانوادهها و توهینهای نژادپرستانه در دوران کودکی سخن گفته است.
این خاطرات، در تحلیل سیاسی اهمیت دارند، زیرا نشان میدهند مسئله فقط تبعیض در یک نهاد مشخص نیست؛ بلکه بخشی از جامعه مهاجر، روند ورود و استقرار خود را نیز با ناامنی، جدایی و بیاعتمادی تجربه کرده است.
مکوننداگو در گفتوگو با معاریو، شکاف آموزشی را یکی از مسائل پایدار میداند و به دادههای نظام ارزیابی مدارس اسرائیل استناد میکند که به گفته او، فاصله میان دانشآموزان اتیوپیاییتبار و دیگر دانشآموزان از سالهای نخست تحصیل آشکار است؛ حتی در میان کودکانی که در اسرائیل متولد شدهاند.
اگر این روایت و دادههای مورد اشاره را مبنا قرار دهیم، مشکل را نمیتوان صرفاً به دشواریهای نسل نخست مهاجران نسبت داد.
تداوم شکاف در نسلهای بعدی، نشانه آن است که سازوکارهای آموزشی و اجتماعی هنوز توان جبران نابرابری اولیه را بهطور کامل پیدا نکردهاند.
در حوزه جذب مهاجران نیز او از تفاوت میان الگوی اسکان یهودیان اتیوپیایی و مهاجران اتحاد جماهیر شوروی سابق انتقاد میکند و میگوید برخی خانوادههای اتیوپیایی سالها در مراکز جذب باقی میماندند و گاه کمکهزینه مسکن به انتخاب محلههای مشخص محدود میشد.
معاریو در این گزارش، ارزیابی مستقل یا پاسخ نهادهای دولتی به این ادعاها را ارائه نمیکند؛ بنابراین نمیتوان از متن، درباره همه جزئیات این سیاستها حکم قطعی داد.
با این حال، طرح چنین تجربهای از سوی یک مدیر باسابقه اجتماعی نشان میدهد که احساس رفتار نابرابر، خود به عاملی مهم در شکلگیری بیاعتمادی سیاسی تبدیل شده است.
حساسترین بخش گفتوگو به رابطه این جامعه با پلیس مربوط است.
مکوننداگو به دادههای پلیس در سال ۲۰۱۷ اشاره میکند و میگوید حدود ۱۲ درصد پروندههای حمله به مأموران پلیس علیه یهودیان اتیوپیایی تشکیل شده بود؛ رقمی که او آن را بسیار بیشتر از سهم جمعیتی این جامعه میداند.
او همچنین به مرگ یوسف سالمسا و کشتهشدن سالمون تکه و یهودا بیاداگا اشاره میکند و تبرئه مأموران در پروندههای اخیر را از عوامل تعمیق بیاعتمادی میخواند.
این موارد در گزارش، عمدتاً بر پایه روایت او ارائه شدهاند و متن معاریو جزئیات کامل قضایی یا ارزیابی همهجانبه نهادهای مسئول را در اختیار نمیگذارد؛ اما حتی در همین سطح، مسئله اعتماد عمومی به پلیس و عدالت کیفری را برجسته میکند.
اهمیت سیاسی این موضوع برای اسرائیل در آن است که شکاف میان شهروندی رسمی و تجربه روزمره، میتواند به اعتراضهای گستردهتر و ائتلاف میان گروههای محروم منجر شود.
جنبش «مادران در کمین»، که مکوننداگو پس از مرگ سالمسا از بنیانگذاران آن بود، طبق گزارش ابتدا در میان مادران یهودی اتیوپیایی شکل گرفت و بعدتر گروههایی از مناطق محروم و بخشهای دیگر جامعه اسرائیل را نیز جذب کرد.
این تحول نشان میدهد مسئله از چارچوب یک جامعه مهاجر فراتر رفته و به بحثی درباره پاسخگویی پلیس، تبعیض نهادی و کیفیت برابری شهروندی تبدیل شده است.
برای ایران و منطقه، این گزارش نه به معنای ارائه تصویری جامع از جامعه اسرائیل است و نه مجوزی برای تعمیم دادن تجربه یک گروه به کل کشور.
اهمیت آن در جای دیگری است: در نظامی که خود را بر پایه یک هویت ملی ـ دینی تعریف میکند، نحوه برخورد با یک جامعه یهودی مهاجر، آزمونی برای ظرفیت نهادها در تبدیل ادغام جمعیتی به برابری واقعی است.
روایت مکوننداگو، چنانکه معاریو نقل کرده، میگوید این روند هنوز ناتمام است؛ و تا زمانی که شکافهای آموزشی، تجربه تبعیض و بیاعتمادی به پلیس برطرف نشود، انتخابهای نمادین و اصلاحات محدود برای بستن این فاصله کافی نخواهد بود.

