واحد ۴۰۰۰ و معماری نوین تروریسم برونسپاریشده جمهوری اسلامی

عرفان فرد، تحلیلگر مسائل امنیتی، در یادداشتی برای آروتز شوا به بررسی تغییر استراتژیهای عملیاتی جمهوری اسلامی در خارج از مرزها پرداخته است. بر اساس این تحلیل، «واحد ۴۰۰۰» که به عنوان بخشی از سازمان اطلاعات سپاه پاسداران شناخته میشود، با بهرهگیری از روشهای نوین، به جای تکیه بر نیروهای ایدئولوژیک، از افراد عادی و شبکههای جنایی برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند. این مدل عملیاتی بر پایه جذب دیجیتال، پرداختهای ارز دیجیتال و تقسیم وظایف به گونهای استوار است که عاملان اجرایی از ماهیت کلی عملیات بیاطلاع میمانند.
طبق گزارشهای اطلاعاتی اسرائیل، این واحد وظیفه هدایت عملیاتهای مخفیانه، جمعآوری اطلاعات و تدارک حملات علیه اهداف اسرائیلی، یهودی و غربی را بر عهده داشته است. در این ساختار، فرد استخدامشده ممکن است تنها با انجام وظایف به ظاهر ساده مانند عکاسی از یک مکان یا ردیابی یک فرد، به تدریج وارد چرخهای از فعالیتهای جاسوسی یا خرابکارانه شود. این روش که «جذب از طریق تشدید» نامیده میشود، به جمهوری اسلامی اجازه میدهد تا با ایجاد لایههایی از انکار، مسئولیت مستقیم عملیاتها را پنهان نگه دارد.
در آوریل ۲۰۲۶، مقامات امنیتی اسرائیل با افشای جزئیات این واحد، از رحمان مقدم به عنوان رئیس بخش عملیات ویژه و محسن سوری به عنوان یکی از عوامل ارشد آن نام بردند. همچنین ادعا شده است که این شبکه در تلاش برای انجام حملاتی علیه خط لوله نفت باکو-تفلیس-جیهان و اهداف یهودی در آذربایجان، ترکیه و قبرس بوده است. اگرچه اسرائیل اعلام کرده است که فرماندهان ارشد این واحد در جریان درگیریهای نظامی کشته شدهاند، اما تحلیلگر معتقد است که روشهای عملیاتی و شبکههای دیجیتال همچنان تهدیدی پایدار محسوب میشوند.
این گزارش تأکید میکند که مقابله با چنین تهدیداتی نیازمند تغییر رویکرد سرویسهای اطلاعاتی غربی است. به جای تمرکز صرف بر شناسایی مأموران رسمی، نهادهای امنیتی باید بر پیوندهای میان رابطان ایرانی و تسهیلگران محلی، از جمله تراکنشهای مشکوک ارز دیجیتال و فعالیتهای غیرعادی در سایتهای حساس تمرکز کنند. در نهایت، افشای این ساختار به عنوان یک دستاورد تاکتیکی تلقی میشود، اما ماهیت «برونسپاری» تروریسم به معنای آن است که تهدیدات ناشی از این مدل عملیاتی همچنان در فضای دیجیتال باقی است.

