تحلیل | کمبود رهگیرهای آمریکا و آزمون تازه برای امنیت اسرائیل و متحدانش

تحلیل امین ایوب در واینت، با استناد به برآوردهای مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، مدعی است ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا پس از عملیات مشترک این کشور و اسرائیل در فوریه بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
بر اساس ارقام ارائهشده، موجودی پاتریوت از حدود دو هزار و ۳۳۰ فروند به حدود ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند و ذخیره تاد از حدود ۴۵۲ فروند به ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند رسیده است.
این ارقام، همانگونه که منبع تأکید میکند، نشاندهنده فشار بر ظرفیت پدافندی آمریکاست؛ اما ارزیابی مستقل از صحت آنها در گزارش حاضر ارائه نشده است.
اهمیت موضوع فقط به شمار موشکهای باقیمانده محدود نیست.
واینت علت اصلی کمبود را ساختاری میداند: تولید رهگیرهای پیشرفته به موتورهای سوخت جامد، ریزالکترونیک هدایت و مواد اولیه پیچیده وابسته است و افزایش بودجه لزوماً بازسازی سریع ذخایر را ممکن نمیکند.
افزون بر آن، آمریکا باید برای تعهدات دفاعی خود در اروپا و هند-اقیانوس آرام نیز ذخیره عملیاتی نگه دارد.
در نتیجه، حتی در صورت تداوم حمایت سیاسی، ظرفیت صادرات رهگیر به متحدان سقف عملی خواهد داشت.
این وضعیت برای اسرائیل به معنای بازنگری در مدل اتکای دفاعی است.
بر اساس تحلیل واینت، بنیامین نتانیاهو پیشنهاد کرده است اسرائیل بهجای دریافتکننده صرف کمک، به شریک فناوری برابر تبدیل شود؛ بهگونهای که کمک سالانه ۳.۳ میلیارد دلاری بهتدریج کنار گذاشته شود، اما همکاری دفاع موشکی ادامه یابد و صندوق مشترک پژوهش و توسعهای حدود ۱۶ میلیارد دلار ایجاد شود.
تحقق چنین مدلی، در صورت پذیرش واشنگتن، میتواند بخشی از هزینه همکاری را از قالب کمک خارجی به سرمایهگذاری صنعتی و فناوری مشترک منتقل کند.
در این میان، «پرتو آهنین» قرار است نقش مکمل داشته باشد، نه جایگزین کامل رهگیرهای موشکی.
مزیت اصلی سامانه لیزری، هزینه بسیار پایینتر هر درگیری در برابر راکتها و پهپادهای پرتعداد است؛ در حالی که موشکهای تامیر، پیکان و تاد هزینه بیشتری دارند.
محدودیت شناختهشده فناوری لیزری نیز در گزارش آمده است: ابر، مه و گردوغبار میتواند عملکرد آن را کاهش دهد.
بنابراین راهبرد منطقی، حفظ پدافند چندلایه و اختصاص رهگیرهای گرانقیمت به تهدیدهای پیچیدهتر است، نه حذف سامانههای جنبشی.
برای کشورهای خلیج فارس و اعضای توافقهای ابراهیم، این تحول یک پیام عملی دارد: امنیت منطقهای نمیتواند فقط بر موجودی آمریکا یا انتقال فوری موشکهای رهگیر استوار باشد.
واینت از اعزام آتشبارهای گنبد آهنین و نیروهای تخصصی اسرائیل به امارات و پیگیری فناوریهای لیزری از سوی کشورهای منطقه سخن میگوید، اما همزمان تصریح میکند که شبکه کاملاً یکپارچه پدافندی هنوز شکل نگرفته است.
بنابراین فاصله میان همکاری سیاسی و یکپارچگی واقعی عملیاتی همچنان قابل توجه است.
از منظر واشنگتن، پیشنهاد ساخت فناوریهای اسرائیلی در کارخانههای آمریکا نیز تلاشی برای ایجاد مبنای سیاسی تازه برای همکاری است.
تولید مشترک در ایالتهایی مانند اوهایو یا آریزونا، طبق گزارش، میتواند مشاغل تخصصی ایجاد کند و حمایت از همکاری دفاعی را از منطق کمک خارجی به منطق منفعت صنعتی داخلی پیوند بزند.
با این حال، این راهحل محدودیت ظرفیت تولید و زمان مورد نیاز برای افزایش عرضه را فوراً برطرف نمیکند.
برای اسرائیل نیز گذار به استقلال دفاعی هزینه دارد.
واینت میگوید این کشور نزدیک به هفت درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکند؛ بنابراین جایگزینکردن کامل منابعی که پیشتر از کمک نظامی آمریکا تأمین میشد، فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد خواهد کرد.
جمعبندی محتاطانه گزارش این است که همکاری امنیتی آمریکا و اسرائیل پایان نمییابد، اما اتکای دائمی به ذخایر دفاعی آمریکا دیگر مبنای مطمئنی برای برنامهریزی امنیت ملی اسرائیل و شرکای منطقهای آن تلقی نمیشود؛ تغییری که در صورت تداوم، بر معماری پدافندی خاورمیانه و محاسبات امنیتی ایران نیز اثر خواهد گذاشت.

