تحلیل: توافق دفاعی مکه «ناتوی اسلامی» نیست؛ ائتلافی برای بیمه اقتصادی است

ینت در تحلیلی درباره توافق دفاعی مشترک مکه نوشت این پیمان سهجانبه، که در ۷ اوت ۲۰۲۶ در کاخ الصفای مکه با حضور محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، امضا شد، بیشتر یک «بیمهنامه» در برابر تهدیدهای امنیتی و اقتصادی است تا شکلگیری «ناتوی اسلامی». نویسنده، امین ایوب، میگوید این توافق بهخودیخود نیروی نظامی یکپارچهای ایجاد نمیکند.
بر اساس این تحلیل، توافق مکه از ادبیات پیمانهای دفاع جمعی غربی استفاده میکند و حمله مسلحانه به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی میکند، اما فاقد ساختار فرماندهی مشترک، شبکه یکپارچه پدافند هوایی، دستورالعملهای عملیاتی استاندارد و پایگاههای لجستیکی مشترک است. پاکستان نیروی انسانی و ظرفیت هستهای، ترکیه صنایع دفاعی و پهپادهای پیشرفته و عربستان منابع مالی و سامانههای موشکی غربی را در اختیار دارد؛ با این حال، تفاوت دکترینها و زیرساختهای نظامی سه کشور مانع از آن میشود که این نیروها در میدان نبرد مانند یک واحد واحد عمل کنند.
ایوب ادعای آمادهشدن این ائتلاف برای جنگ تهاجمی علیه ایران را نادرست میداند. به نوشته او، عربستان سعودی برای اجرای برنامه چشمانداز ۲۰۳۰، جذب شرکتهای فناوری و توسعه شهرهای جدید و مراکز گردشگری به ثبات نیاز دارد. حمله موشکی به تأسیسات انرژی یا مسیرهای تجاری دریای سرخ میتواند این اهداف را مختل کند؛ بنابراین ریاض با امضای توافق مکه میکوشد هزینه دیپلماتیک حملات پهپادی نیروهای نیابتی به زیرساختهایش را افزایش دهد، نه اینکه جنگی تازه آغاز کند.
در این ارزیابی، محاسبات ترکیه و پاکستان نیز محتاطانه است. اردوغان با ایران مرز مشترک دارد، به واردات گاز ایران وابسته است و در سوریه و قفقاز میان ملاحظات مختلف تعادل برقرار میکند. نویسنده معتقد است هدف اصلی آنکارا از حضور در مکه، گسترش قراردادهای دفاعی برای کشتیسازی، پهپادها و شرکتهای نظامی ترکیه در کشورهای ثروتمند خلیج فارس است. پاکستان نیز با بدهی، تورم و بحران امنیتی در مرز افغانستان روبهروست و توافق را راهی برای دریافت کمک مالی و بستههای نجات اقتصادی از عربستان میبیند، نه مجوزی برای اعزام نیرو به درگیریهای خاورمیانه.
ینت غیبت عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهوری مصر، از نشست مکه و تصمیم قاهره برای نپیوستن به توافق را مهمترین نشانه شکافهای درون جهان عرب سنی میخواند. این در حالی است که مصر و ترکیه اخیراً همکاری نظامی خود را گسترش دادهاند و رزمایشهای دریایی دوستی در شرق مدیترانه، رزمایش هوایی آناتولی ایگل و تمرینهای ضدتروریسم گلدن ایگل را برگزار کردهاند. با این حال، از نگاه قاهره، رزمایشهای دوجانبه ابزار کمهزینه دیپلماسیاند، در حالی که پیمان دفاع جمعی تعهدی است که میتواند استقلال فرماندهی نیروهای مسلح مصر را محدود کند.
این تحلیل میافزاید مصر همزمان با پیامدهای جنگ داخلی سودان در مرز جنوبی، بیثباتی در مرز غربی با لیبی، عملیات ضدتروریستی در سینا و اختلاف آبی با اتیوپی بر سر سد النهضه روبهروست و با توجه به بحران اقتصادی داخلی، تمایلی به پذیرش تعهدات دفاعی در خلیج فارس یا جنوب آسیا ندارد. از دید نویسنده، نپیوستن مصر برای اسرائیل یک امتیاز ساختاری است، زیرا چارچوب امنیتی روابط مصر و اسرائیل بر پایه پیمان کمپدیوید را از پیمانهای نظامی خارجی جدا نگه میدارد.
ایوب در پایان مینویسد توافق مکه بر برتری نظامی اسرائیل تأثیر بنیادی نمیگذارد، اما اسرائیل باید انتقال تجهیزات دفاعی میان ترکیه، پاکستان و عربستان، بهویژه در حوزه جنگ الکترونیک، فناوری پهپاد و یکپارچهسازی پدافند موشکی، را با دقت زیر نظر بگیرد. او معتقد است سیاست خارجی عربستان چندمحوره است و امضای یک توافق دفاعی با ترکیه و پاکستان لزوماً به معنای پایان همکاریهای امنیتی غیرعلنی یا احتمال عادیسازی روابط با اسرائیل نیست. ایوب، پژوهشگر «انجمن خاورمیانه» و تحلیلگر مستقر در مراکش، توافق مکه را پیمانی دفاعی و محدود میداند، نه ائتلافی تهاجمی یا «ناتوی اسلامی».

