ویژهنامه مهرگان؛ آیین مهر، مهرداد بهار و میراث فرهنگی ایران

مهرگان بر ایرانیان فرخنده باد
یوکی فارسی جشن مهر، روشنایی و همبستگی را به ایرانیان در سراسر جهان تبریک میگوید.
مهرگان، پیمان، روشنایی و روایت ایرانی؛ سفری از شاهنامه و اندیشه مهرداد بهار تا زورخانه و پرسشهای تاریخ ادیان.
انتشار: ۶ اکتبر ۲۰۲۶ • همراه با پیام تازه شاهزاده رضا پهلویپیام مهرگان شاهزاده رضا پهلوی
«جشن مهرگان، جشن مهر و روشنایی و یادگار کهن نیاکان ما»
شاهزاده رضا پهلوی در پیام ۱۰ مهر ۲۵۸۵، برابر با ۲ اکتبر ۲۰۲۶، مهرگان را به روایت پیروزی فریدون بر ضحاک پیوند میدهد. در این پیام، پاسداشت فرهنگ ایرانی با امید به آینده و همراهی با خانوادههای جاویدنامان همراه شده است. این برداشت سیاسی و فرهنگیِ امروز از یک جشن کهن است؛ برای خواندن تمام پیام، به متن رسمی مراجعه کنید.
مهرگان؛ فصل برداشت و گردهمآمدن
مهرگان از جشنهای کهن ایرانی است که نام آن با مهر پیوند دارد. برای شناخت آن باید هم به تاریخ تقویم و آیینهای ایرانی توجه کرد و هم به شیوههایی که مردم امروز این جشن را زنده نگه میدارند. مدخل مهرگان در دانشنامه ایرانیکا، ریشه نام و دگرگونیهای تاریخی جشن را بررسی میکند؛ بنابراین نباید همه صورتهای تاریخی آن را به یک مراسم ثابت تقلیل داد. منبع: ایرانیکا، مهرگان
در معرفی یونسکو، مهرگانِ ایران و تاجیکستان جشنی مرتبط با برداشت محصول و همبستگی اجتماعی است. خوراکهای مشترک، میوه و غلات، آواز، موسیقی و بعضی بازیها و ورزشها در روایت جوامع برگزارکننده دیده میشود. ارزش این میراث تنها در قدمت آن نیست؛ انتقال مهارتها و خاطرهها میان نسلها نیز بخشی از زندگی جشن است. منبع: پرونده مهرگان در یونسکو
وفاداری و مسئولیت در برابر دیگری
سفره، گردهمایی و شادی مشترک
انتقال روایتها از نسلی به نسل دیگر
مهر ایرانی با میترائیسم رومی چه تفاوتی دارد؟
مهر یا میترا در جهان هند و ایرانی با مفهوم پیمان و تعهد ارتباط دارد. مدخل هانس پیتر اشمیت در ایرانیکا نشان میدهد که شناخت این ایزد به سنتهای ودایی و اوستایی نیاز دارد. تعبیر ساده «خدای خورشید» تمام نقشها و معنای تاریخی مهر را پوشش نمیدهد. منبع: ایرانیکا، Mithra I
میترائیسم رومی، آیینی رازآمیز در جهان امپراتوری روم بود. نام میترا و بعضی ارجاعهای ایرانی در آن مهماند، اما مسیر و میزان تداوم آن از سنتهای ایرانی موضوع بحث پژوهشگران است. راجر بک تأکید میکند که آثار ادبیِ جامع از خود این آیین باقی نمانده است؛ بخش بزرگی از شناخت ما از بناها، نقشها و کتیبهها به دست میآید. پس «مهر ایرانی»، «کیش میترای رومی» و معنای ادبیِ «مهر» را باید مرتبط اما متمایز بررسی کرد. منبع: راجر بک، ایرانیکا
«آیین مهر و ورزش باستانی ایران»؛ یک فرضیه اثرگذار
مهرداد بهار در نوشتهای با عنوان «آیین مهر و ورزش باستانی ایران»، که در مجموعه از اسطوره تا تاریخ نیز معرفی شده، به امکان پیوند میان سنتهای مهری و ورزش پهلوانی میپردازد. در گزارش منتشرشده از دیدگاه او، مقایسه فضای آیینی، ساختار زورخانه و ویژگیهای اخلاقی و مراتب پهلوانی جای مهمی دارد. جذابیت این روش در آن است که بدن، معماری و مناسک را در کنار اسطوره میخواند.
بااینحال، شباهت دو رسم بهتنهایی سندِ تداوم مستقیم تاریخی نیست. این بحث را باید بهعنوان پیشنهاد پژوهشی بهار معرفی کرد؛ برای اثبات هر حلقه از انتقال، شواهد مستقل لازم است. شرح دیدگاه بهار در «زورخانه، میراث معنوی ایرانیان»، نوشته پرتو حسنیزاده و آرش نورآقایی
مهر در ادبیات؛ جشن داد و زبان محبت
برای خواندن میراث ادبی در امتداد اسطوره، روش بهار اهمیت دارد: به روایت ابوالقاسم اسماعیلپور، او فرهنگ ایران را حاصل تعامل در پهنهای از آسیای غربی تا هند میدید. اسماعیلپور در ادامه، مطالعه اسطوره در آثار عطار و سهروردی و بررسی ریشههای مانوی و گنوستیک عرفان را پیشنهاد میکند. این بخشِ اخیر نظر خودِ اسماعیلپور است، نه نقلقول از بهار؛ نسبتدادن همه عرفان ایرانی به یک سرچشمه مهری، از این گزارش برنمیآید. گفتوگوی اسماعیلپور درباره میراث بهار، جهان صنعت، ۱۳ مهر ۲۵۷۹، صفحه ۱۶
در داستان فریدون، شاهنامه پایان بیداد را با ساختن جشن پیوند میدهد:
دل از داوریها بپرداختند
به آیین یکی جشن نو ساختند
پرستیدن مهرگان دین اوست
تنآسانی و خوردن آیین اوست
این ابیات را میتوان تصویر ادبیِ بازگشت آرامش و سامان دانست. شاهنامه در اینجا روایت حماسی عرضه میکند، نه گزارش تقویمیِ قابل تطبیق با یک تاریخ قطعی. متن شاهنامه، آغاز پادشاهی فریدون
در شعر عرفانی، عشق و روشنایی ظرفیت معنایی دیگری پیدا میکنند. حافظ میگوید:
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما
این بیت نمونهای از پیوند عشق با ماندگاری در زبان شعر است. شباهت واژگان محبت، نور و وفاداری با مفاهیم کهن میتواند آغاز یک خوانش تطبیقی باشد؛ اما بهخودیخود ثابت نمیکند که شاعر پیرو آیین میترا بوده است. متن غزل حافظ
زورخانه؛ جایی که شعر به حرکت درمیآید
در بازخوانی مقاله بهار، مقایسه مهرابه و زورخانه از فضای فرورفته و سرپوشیده، تا مراتب ورود و تقدم افراد پیش میرود. این نگاه، ورزش را صرفاً تمرین قدرت نمیبیند: رفتار آیینی و اخلاق پهلوانی نیز موضوع بررسیاند. مقاله سعید ستارنژاد با ارجاع به نوشته بهار، این مسیر تطبیقی را دنبال میکند. بازخوانی «آیین مهری و ورزش پهلوانی ایران»، انسانشناسی و فرهنگ
یونسکو آیینهای پهلوانی و زورخانهای را سنتی ترکیبی توصیف میکند که باورهای کهن ایرانی، عناصر اسلامی و مضامین عرفانی را در خود دارد. گود، ضرب مرشد و خواندن شعر حماسی و عرفانی، ورزش را به اجرا و تعلیم اخلاقی پیوند میدهند. جوانمردی و کمک به دیگران نیز بخشی از تصویری است که این پرونده از سنت پهلوانی ارائه میکند.
از این منظر، پیوند زورخانه و ادبیات فقط یک شباهت نظری نیست: شعر واقعاً در اجرای آیین حضور دارد. در مقابل، نسبت تاریخی آن با مهرپرستی، همانطور که در فصل بهار آمده، نیازمند تفکیک فرضیه تطبیقی از شواهد مستند است. منبع: آیینهای پهلوانی و زورخانهای، یونسکو
میترائیسم و مسیحیت؛ مسئله انتقال آیینها
مقایسه دو سنت باید از مدارک مشخص آغاز شود. برای مثال، در نقشهای میترایی تولد میترا از صخره دیده میشود؛ این تصویر با روایت تولد عیسی یکسان نیست. یک نقش باستانیِ ثبتشده در مجموعه آثار میترایی، امکان بررسی خودِ این تصویر را فراهم میکند. مشاهده اثر و مشخصات: CIMRM 353
همزیستیِ سنتهای دینی در جهان رومی، زمینه مناسبی برای مطالعه شباهتها و تفاوتهاست. بااینحال، شباهت در نماد نور یا مراسم جمعی، بهتنهایی مسیر وامگیری را نشان نمیدهد. با توجه به محدودیت منابع خودِ میترائیسم، ادعاهایی مانند «مسیحیت نسخه کامل مهرپرستی است» فراتر از شواهدی است که این ویژهنامه بررسی کرده است. زمینه پژوهشی: مدخل میترائیسم در ایرانیکا
از میترائیسم تا فراماسونری؛ تاریخ ایدهها
گابریل سیمئونی در مقاله «از میترائیسم تا فراماسونری؛ تاریخ ایدهها» (۳۰ ژوئیه ۲۰۲۱)، بر امکان ماندگاری و دگرگونی اندیشههای مهری تأکید میکند. محور مقایسه او برادری و پیمان، تشرف، مراتب اعضا، دستدادن آیینی و ضیافت مشترک است. او همچنین فضای معبد را تصویری از کیهان میخواند و شباهت آرایش جایگاهها، حضور خورشید و ماه و سقف ستارهگون را برجسته میکند.
این نوشته خوانشی از پیوندهای فکری و آیینی است؛ خودِ فاصله حدود دوازده قرن میان افول میترائیسم رومی و پیدایش فراماسونری نیز در آن مطرح میشود. مقاله به پژوهش «درباره میترائیسم و فراماسونری» نوشته جیمز راسل در ۱۹۹۶ ارجاع دارد. این مقایسهها موضوعی برای پژوهشاند و نباید بهجای سند یک زنجیره سازمانیِ بیوقفه ارائه شوند. خواندن مقاله گابریل سیمئونی در The New Mithraeum ↗
برای مقایسه روایتها، تاریخ رسمی لژ بزرگ متحد انگلستان نیز پیشینه سازمان مدرن را به سنت بنّایان و اجتماع چهار لژ لندن در ۱۷۱۷ پیوند میدهد. تاریخ فراماسونری، UGLE

