تحلیل واینت: ایران با ترامپ قمار میکند، اما زمان علیه تهران است

رامی سیمانی، در یادداشتی تحلیلی در واینت، مینویسد جمهوری اسلامی ایران با امضای توافقها برای خریدن زمان و سپس بازگشت به حمله و بیثباتسازی، ممکن است در نهایت خود را به نقطهای برساند که دیگر راه گریزی از رویارویی نداشته باشد.
به نوشته او، توافق قبلی که در ۱۷ ژوئن امضا شد، قرار بود به بازگشایی تنگهها، کاهش تنشهای منطقهای و بازگشت کشتیهای کانتینری و نفتکشها به مسیرهای معمول منجر شود؛ اما به گفته نویسنده، ایران پیش از خشکشدن جوهر توافق، بار دیگر به کشتیها حمله کرد، کشورهای منطقه را تهدید کرد و به بیثباتسازی منطقه پرداخت.
سیمانی میگوید این بار آمریکا آمادگی بیشتری داشت. حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت از خلیج فارس منتقل شد؛ اقدامی که به کاهش شدید قیمت نفت و آرامتر شدن بازارهای نگران کمک کرد. همزمان، روندی اقتصادی برای بررسی امکان آزادسازی داراییهای ایران که در نقاط مختلف جهان مسدود شدهاند، آغاز شد.
در این یادداشت آمده است که تهران، در کنار حملات دوباره به نفتکشها و کشورهای منطقه، به ادبیات جهادی و روایت جنگ مذهبی بازگشت و در حالی که از مذاکره جدی خودداری میکرد، به تحریک و توهین علیه ایالات متحده ادامه داد. به نوشته نویسنده، تنها تهدیدهای دونالد ترامپ درباره پیامدهای ویرانگر، ایران را دوباره به میز مذاکره بازگرداند؛ وضعیتی که میتواند به امضای توافقی دیگر و اعلام «عصر جدید» از سوی مفسران و دیپلماتها منجر شود، بیآنکه مشخص باشد این توافق تا چه زمانی دوام خواهد آورد.
سیمانی هدف راهبرد تهران را ناکامکردن واشنگتن، تحقیر رئیسجمهوری آمریکا و تضعیف تصویر ترامپ بهعنوان رهبر جهان آزاد توصیف میکند. او مینویسد حتی اگر قیمت بنزین کاهش یابد و بازارها ثبات پیدا کنند، تصور ضعف رئیسجمهوری میتواند به زخمی سیاسی در آستانه انتخابات نوامبر تبدیل شود. به باور نویسنده، جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، که از حامیان اسرائیل است و ظاهراً هنوز امکان متقاعد کردن جمهوری اسلامی برای کنار گذاشتن توان هستهایاش را باور دارد، ممکن است در صورت ادامه نقض توافقها و تحریکها دیگر نتواند از این موضع دفاع کند.
این یادداشت استدلال میکند که اگر ترامپ به این نتیجه برسد همه مسیرهای دیپلماتیک به پایان رسیده و جایگاه بینالمللی او همچنان آسیب میبیند، فشار سیاسی و راهبردی برای اقدام نظامی بهشدت افزایش خواهد یافت. به نوشته سیمانی، ترامپ ممکن است در آن مرحله از اسرائیل برای مشارکت در کارزاری گستردهتر کمک بخواهد؛ کارزاری که هدفش نه صرفاً ارسال یک پیام بازدارنده، بلکه ضربهزدن به زیرساختهای انرژی، حملونقل، اقتصادی و لجستیکی متکی بر جمهوری اسلامی و قطع خطوط تأمین آن باشد.
نویسنده میگوید کشورهای حاشیه خلیج فارس اهمیت این خطر را بهخوبی درک میکنند و نمیخواهند دههها در کنار حکومتی غیرقابل پیشبینی زندگی کنند که میتواند با یک پهپاد، زیرساختهای حیاتی را در میانه بیابان تهدید کند. او در پایان مدعی است فروپاشی جمهوری اسلامی میتواند بازار جهانی نفت را بهشدت متحول کند، موقعیت ترامپ را پیش از انتخابات نوامبر تقویت کند و زمینه را برای دههها برتری ژئوپولیتیک محافظهکاران آمریکا فراهم آورد؛ تحولی که در شرایط رویارویی فزاینده واشنگتن با چین، میتواند پکن را نیز نگران کند.

