تحلیل: چرا تغییر رژیم در ایران تاکنون ناکام مانده و مسیر پیش رو چیست؟

مایکل وایز، تحلیلگر مسائل سیاسی، در یادداشتی برای آروتز شوا استدلال میکند که تداوم فعالیتهای هستهای ایران و حمایت از گروههای نیابتی، نشاندهنده شکست سیاستهای خارجی غرب در قبال تهران است. به گفته او، استراتژیهای پیشین به دلیل فقدان تداوم و ناهماهنگی، نتوانستهاند فشار مؤثری بر ساختار پیچیده امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی وارد کنند. وایز معتقد است که تغییر رژیم یا تغییر رفتار، نیازمند درک عمیق از تاریخ و اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته است.
این تحلیل با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، تأکید میکند که مردم ایران خواهان تغییر هستند، اما فقدان حمایت سازمانیافته و تفرقه در میان گروههای اپوزیسیون، مانع از دستیابی به نتیجه شده است. نویسنده هشدار میدهد که تشویق مردم به قیام بدون ارائه ابزارهای حمایتی، یک مخاطره اخلاقی است که میتواند به سرکوبهای خونین منجر شود.
وایز در بخش دیگری از این تحلیل به طرح اقتصادی جدید دونالد ترامپ با عنوان «دی-دی اقتصادی» اشاره میکند که هدف آن قطع تمامی شریانهای مالی جمهوری اسلامی است. او مینویسد که این طرح با هدف قرار دادن صادرات نفت، مسیرهای تجاری و نهادهای مالی، فشار بیسابقهای را بر تهران وارد خواهد کرد. مقامات ایرانی نیز در واکنش، تهدید به اقدامات تلافیجویانه و مسدود کردن تنگه هرمز کردهاند.
در نهایت، این تحلیل پیشنهاد میدهد که یک استراتژی موفق باید شامل سه محور اصلی باشد: حفظ فشار اقتصادی پایدار و هماهنگ، حمایت مستقیم از مردم ایران از طریق تسهیل ارتباطات و رسانههای مستقل، و ایجاد شکاف در بدنه امنیتی رژیم از طریق هدف قرار دادن منافع اقتصادی سپاه پاسداران. وایز تأکید میکند که قدرتهای خارجی نمیتوانند دولتی را به مردم ایران تحمیل کنند و هرگونه گذار سیاسی باید توسط خود ایرانیان هدایت شود.

