جنگ ایران ذخایر موشکی آمریکا را به آزمون راهبردی کشانده است

گزارش الجزیره در ۸ اوت ۲۰۲۶ میگوید پیامدهای جنگ میان آمریکا و ایران از میدان نبرد فراتر رفته و به ذخایر تسلیحاتی، خطوط تولید مهمات و زنجیره تأمین مواد معدنی راهبردی آمریکا رسیده است. در واشنگتن این پرسش مطرح است که ارتش آمریکا چه میزان از موشکهای تهاجمی و رهگیر خود را مصرف کرده و آیا برای یک جنگ طولانی یا همزمانی بحران نظامی دیگری در نقطهای دیگر آمادگی دارد.
برآوردهای مراکز پژوهشی و رسانههای آمریکایی، از جمله مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، نشان میدهد مصرف برخی مهمات افزایش چشمگیری داشته است. بر اساس این برآوردها، حدود ۶۵ درصد از موشکهای رهگیر پاتریوت طی پنج ماه استفاده شده و ذخایر سامانه تاد نیز دستکم ۳۸ درصد نسبت به آغاز جنگ کاهش یافته است. متیو کروئنیگ، معاون مرکز اسکوکرافت برای راهبرد و امنیت، گفته است آمریکا در شش ماه گذشته مقادیر زیادی از مهمات حیاتی، بهویژه موشکهای رهگیر، را با نرخی بسیار بالا در برابر مهماتی مصرف کرده که ممکن است برای ایران ارزانتر و تولیدشان آسانتر باشد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، وجود بحران در زرادخانه کشورش را رد کرده و گفته است آمریکا هنوز «مقادیر عظیمی» مهمات در اختیار دارد؛ هرچند پذیرفته که موجودی برخی انواع کاهش یافته است. میزان کاهش ذخایر موشکهای دوربرد اتکمز و پریزم رسماً اعلام نشده است. هزینه هر فروند از این موشکها بیش از یک میلیون دلار برآورد میشود و آنها امکان حمله دقیق از فاصله دور را فراهم میکنند، بدون آنکه هواپیماهای سرنشیندار به همان اندازه در معرض خطر قرار گیرند.
بر پایه ارقامی که الیاس حنا، کارشناس نظامی و راهبردی، ارائه کرده است، آمریکا پیش از جنگ حدود سههزار و ۱۰۰ موشک تاماهاوک داشت و نزدیک به هزار فروند از آنها را مصرف کرده است؛ جایگزینی این تعداد ممکن است حدود ۴۷ ماه زمان ببرد. درباره پاتریوت نیز موجودی اولیه حدود دوهزار و ۳۳۰ فروند برآورد شده که نزدیک به هزار و ۴۳۰ فروند آن استفاده شده و بازسازی این ذخیره ممکن است ۴۲ ماه طول بکشد. قیمت هر موشک تاد حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون دلار و قیمت هر موشک پاتریوت حدود پنج میلیون دلار اعلام شده است. برخی برآوردهای منابع آزاد از باقیماندن حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ موشک پاتریوت خبر میدهند، در حالی که کاهش ذخایر تاد بین ۳۵ تا ۶۰ درصد تخمین زده شده است.
حنا میگوید مشکل اصلی فقط تعداد موشکهای باقیمانده نیست، بلکه به لجستیک و الزام آمریکا برای حفظ ذخیرهای جهت مقابله با بحرانهای دیگر مربوط میشود. به گفته او، بعضی اطلاعات علنی نشان میدهد ذخیره آمریکا ممکن است به کمتر از ۲۰ درصد سطحی رسیده باشد که برای یک قدرت نظامی جهانی باید حفظ شود. از این منظر، ایران با طولانیکردن درگیری میتواند هزینه جنگ را افزایش دهد، حتی اگر آمریکا و اسرائیل در سطح تاکتیکی به دستاوردهایی مانند انهدام برخی توانمندیها و تأسیسات دست یافته باشند.
گزارش میافزاید اگر واشنگتن عملیات گسترده را از سر بگیرد، کاهش موشکهای دوربرد ممکن است آمریکا را به استفاده بیشتر از هواپیماهای سرنشیندار یا حتی عملیات زمینی سوق دهد؛ گزینههایی که با راهبرد حملات از فاصله امن سازگار نیستند. همزمان، مصرف موشکهای رهگیر پاتریوت و تاد، آمریکا و متحدان منطقهای آن را با دشواری حفاظت از نیروها، پایگاهها و شهرها در کنار حفظ ذخیره اضطراری روبهرو میکند.
واشنگتن برای جبران هزینههای جنگ، درخواست بودجهای اضافی به ارزش ۸۷.۶ میلیارد دلار از کنگره کرده است؛ ۶۷.۱ میلیارد دلار از این رقم برای وزارت دفاع و ۲۱ میلیارد دلار برای مهمات اختصاص دارد. آمریکا همچنین قراردادی ۵۸ میلیارد دلاری با لاکهید مارتین برای خرید موشکهای پاتریوت طی هفت سال بسته است. با این حال، تولید دوباره موشکی که در چند دقیقه مصرف میشود ممکن است ماهها یا سالها طول بکشد، زیرا خطوط تولید محدود و برخی قطعات و مواد اولیه تخصصی هستند.
این محدودیتها به مسئله فلزات نادر نیز پیوند خورده است. چین طی چهار دهه در استخراج، جداسازی شیمیایی، فرآوری و تولید آهنرباهای دائمی سرمایهگذاری کرده و در بخشهای مهم این زنجیره دست بالا را دارد. آمریکا نشستهایی با حضور بیش از ۲۰۰ مقام، سرمایهگذار، استاد دانشگاه و پژوهشگر برگزار کرده و وزارت انرژی نیز با ۱۴ دانشکده معدن درباره دو برابرکردن شمار فارغالتحصیلان این رشته طی دو سال گفتوگو کرده است. این وزارتخانه ۱۰۰ میلیون دلار برای برنامههای آموزشی معدن اختصاص داده و پنتاگون نیز ۸۰ میلیون دلار برای پروژههای سه دانشکده تخصصی و بیش از سه میلیارد دلار تسهیلات برای حدود ۱۷ شرکت حوزه فناوری و معدن در نظر گرفته است. دولت ترامپ همچنین طرحی ۱۲ میلیارد دلاری برای ایجاد ذخیره راهبردی فلزات نادر آغاز کرده است.
غازي ابراهیم العساف، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد دفاعی، این اقدامات را تغییری ساختاری میداند، اما میگوید آمریکا در میانمدت نمیتواند وابستگی خود به چین را پایان دهد. مصرف سالانه وزارت دفاع آمریکا از آهنرباهای دائمی پرقدرت اکنون حدود سه تا چهار هزار تن است و ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۱۰ هزار تن برسد. همکاری با استرالیا و کانادا میتواند وابستگی را کاهش دهد، اما فناوریهای جداسازی و فرآوری همچنان تا حد زیادی در اختیار چین است. ورود تولیدکنندگان جدید، بهویژه استرالیا، ممکن است عرضه را افزایش دهد، اما ادامه جنگها میتواند تقاضا و فشار بر قیمتها و منابع را بالا ببرد.
جمعبندی الجزیره این است که آمریکا همچنان یکی از بزرگترین زرادخانههای نظامی جهان را دارد و نشانهای از نزدیکبودن آن به پایان کامل مهمات دیده نمیشود. با این حال، جنگ نشان داده است برخی ذخایر با سرعتی بسیار بیشتر از توان صنعت آمریکا برای جایگزینی مصرف میشوند. بنابراین چالش واشنگتن فقط شمار موشکهای موجود نیست؛ بلکه سرعت بازسازی زرادخانه، حفظ توان مقابله با بحرانهای همزمان و آسیبپذیری زنجیره تأمین در برابر سلطه چین نیز بخشی از این آزمون راهبردی است.

