هاآرتص: قواعد درگیری اسرائیل و حزبالله پس از جنگ ۲۰۰۶ تغییر کرده است

روزنامه الشرقالأوسط در گزارشی تحلیلی نوشت قواعد نانوشته درگیری میان اسرائیل و حزبالله که پس از جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ شکل گرفته بود، در پی جنگ اخیر فروپاشیده و جای خود را به الگوی تازهای داده است؛ الگویی مبتنی بر ایجاد منطقه حائل با آتش، آزادی عمل نظامی اسرائیل، حملات پیشدستانه و تلاش برای نابود کردن تواناییهای حزبالله پیش از استفاده از آنها. این روزنامه میگوید درگیری در جبهه جنوبی لبنان اکنون بیش از آنکه برای جلوگیری از جنگی گسترده مدیریت شود، بهطور مستمر و بر پایه ابتکار نظامی و تحمیل واقعیتهای میدانی اداره میشود.
به نوشته الشرقالأوسط، ریشه قواعد پیشین تنها به جنگ ۲۰۰۶ بازنمیگشت و به تفاهم آوریل ۱۹۹۶، پس از عملیات «خوشههای خشم»، نیز مربوط بود. سرلشکر بازنشسته عبدالرحمن شحیتلی به این روزنامه گفت در آن دوره هدفگیری عمدتاً به نیروهای نظامی محدود بود و حمله به غیرنظامیان با پاسخ مشابه روبهرو میشد. پس از جنگ ۲۰۰۶ نیز عملیات حزبالله عمدتاً به مناطق اشغالی، بهویژه مزارع شبعا، محدود شد و پاسخ به ترورهای اسرائیل نیز غالباً در همین چارچوب انجام گرفت تا از تبدیل درگیری به جنگی فراگیر جلوگیری شود.
شحیتلی تأکید کرد دوره پس از جنگ ۲۰۰۶ صلح نبود، بلکه مرحلهای از «مدیریت دقیق درگیری» بود. حزبالله بر اساس قطعنامه ۱۷۰۱، سلاحهای سنگین و موشکی خود را از جنوب رود لیتانی خارج کرد، اما اسرائیل و حزبالله همزمان برای رویارویی بعدی آماده میشدند و تحرکات یکدیگر را زیر نظر داشتند. در این دوره نوعی بازدارندگی اعلامنشده شکل گرفت که بر اساس آن تشدید گسترده با پاسخ گسترده روبهرو میشد؛ معادلاتی مانند «بیروت در برابر تلآویو» و «ضاحیه در برابر حیفا» نیز بر هزینه سنگین جنگ برای هر دو طرف تأکید داشتند. به گفته شحیتلی، نیروهای یونیفل، ارتش لبنان، ارتش اسرائیل و میانجیگریهای آمریکا در مهار حوادث محدود و جلوگیری از گسترش آنها نقش مهمی داشتند.
به گفته سرتیپ بازنشسته بهاء حلال، فروپاشی این سازوکار حاصل یک عامل واحد نبود، بلکه پنج تحول اصلی در آن نقش داشت: تغییر محیط منطقهای پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، ورود جبهه لبنان به جنگی فرسایشی، گسترش استفاده از پهپادهای دقیق، پیشرفت بیسابقه توان اطلاعاتی اسرائیل و کاهش اثربخشی بازدارندگی سنتی در نتیجه تداوم عملیات نظامی. حلال گفت اسرائیل به جای آنکه صرفاً در واکنش به حمله پاسخ دهد، بر نظارت دائمی، شناسایی هدف، حمله پیشدستانه و جلوگیری از بازسازی تواناییهای نظامی حزبالله تمرکز کرده است.
حلال پنج قاعده جدید را برای محیط عملیاتی پس از جنگ برشمرد: ایجاد منطقهای حائل با آتش از طریق پهپادها، شناسایی و حملات هوایی؛ گسترش آزادی عمل اسرائیل در خاک لبنان برای جلوگیری از انباشت تواناییهای نظامی؛ کنترل میدانی از طریق کشف و هدف قرار دادن فوری اهداف؛ توجیه حمله بر اساس تهدید احتمالی، نه فقط تهدید بالفعل؛ و استفاده از پاسخهای محدود و تاکتیکی برای مهار سریع تنش، به جای پاسخهای راهبردی گسترده. او گفت مرکز ثقل درگیری از «توازن قدرت» به «توازن اطلاعات» منتقل شده و بازدارندگی اکنون علاوه بر تهدید به مجازات، بر محروم کردن طرف مقابل از توانایی اقدام نیز استوار است.
سرتیپ بازنشسته فادی داود نیز به الشرقالأوسط گفت جنگ اخیر نهتنها قواعد درگیری، بلکه ماهیت جنگ را تغییر داده است. به گفته او، اسرائیل از بازدارندگی متقابل به راهبرد تحمیل قواعد میدانی با اتکا به برتری نظامی و فناوری خود روی آورده، در حالی که حزبالله میکوشد از فروپاشی کامل جلوگیری کند و بخشی از تواناییهای باقیمانده خود را حفظ کند. داود پنج تغییر را برشمرد: جایگزینی بازدارندگی متقابل با کنترل آتش؛ پایان دوره «نه جنگ و نه صلح» پس از ۲۰۰۶ و آغاز حملات مستمر در عمق؛ گذار از رویارویی نسبتاً متقارن به جنگی نامتقارن با محوریت پهپاد، فناوری و حملات دقیق؛ تبدیل بازدارندگی حزبالله از پاسخ فوری به بازدارندگی فرسایشی و دیرهنگام؛ و تبدیل آتشبس از توقف عملی عملیات به چارچوبی سیاسی که ممکن است همزمان با ادامه حملات میدانی برقرار باشد. الشرقالأوسط نتیجه گرفت که در فاصله میان جنگهای ۲۰۰۶ و ۲۰۲۶، جبهه لبنان و اسرائیل از توازن محدودکننده متقابل به مدیریت دائمی تشدید تنش و برتری عملیاتی اسرائیل حرکت کرده است.

