تحلیل | توافق احتمالی ایران و عمان برای تنگه هرمز؛ آزمون دشوار میان امنیت و حاکمیت

گزارشی که i24NEWS به نقل از نیویورکتایمز منتشر کرده، میگوید ایران و عمان به توافقی برای بازگشایی تدریجی مسیرهای تجاری در تنگه هرمز نزدیک شدهاند.
بر اساس چارچوب پیشنهادی، کشتیهای ورودی به خلیج فارس از کریدوری نزدیک سواحل ایران و کشتیهای خروجی از مسیری در امتداد آبهای سرزمینی عمان عبور خواهند کرد.
اهمیت این طرح در آن است که میکوشد بدون انتظار برای حل همه اختلافات سیاسی و امنیتی، حداقلی از تردد تجاری را برقرار کند.
با این حال، روایت طرفهای درگیر درباره ماهیت توافق یکسان نیست.
مقامهای ایرانی به نیویورکتایمز گفتهاند عوارضی از کشتیها دریافت نمیشود، اما هزینه خدمات برای امنیت دریایی، حفاظت محیطزیست و پایش مسیرها تعیین خواهد شد و درآمد آن میان ایران و عمان بهطور مساوی تقسیم میشود.
یک مقام آمریکایی این ادعا را رد کرده و گفته است کریدورهای موقت نه به مجوز ایران نیاز دارند و نه پرداختی به تهران در پی خواهند داشت.
بنابراین، هنوز نمیتوان این گزارش را توافق نهایی یا پذیرش رسمی نقش ایران در مدیریت آبراه دانست.
مخالفتهای مطرحشده در پنتاگون نیز نشان میدهد مسئله صرفاً فنی نیست.
منتقدان آمریکایی نگراناند هر سازوکار هماهنگی با ایران در عمل به معنای بهرسمیتشناختن اختیار تهران بر یک آبراه بینالمللی تلقی شود.
همزمان، گزارش از وجود مینهای دریایی در بخشهایی از تنگه و احتمال نیاز کشتیهای تجاری به هماهنگی با مقامهای ایرانی سخن میگوید؛ ادعایی که در متن منتشرشده جزئیات مستقلی درباره منشأ یا گستره آن ارائه نشده است و باید با احتیاط ارزیابی شود.
از منظر امنیت منطقهای، تنگه هرمز نقطهای نیست که اختلال در آن تنها بر ایران و عمان اثر بگذارد.
هرگونه کاهش تردد تجاری، هزینه بیمه و حملونقل را افزایش میدهد و بر اطمینان بازارها نسبت به امنیت مسیرهای دریایی اثر میگذارد.
در مقابل، بازگشایی تدریجی—even در قالبی موقت و محدود—میتواند فشار فوری بر تجارت دریایی را کاهش دهد؛ هرچند تا زمانی که تهدید حملات موشکی و اختلاف بر سر مسئولیت امنیت مسیر باقی است، بازگشت ثبات کامل قابل ادعا نیست.
گزارش همچنین میگوید سنتکام همچنان کشتیهای تجاری را اسکورت میکند و تهدید حملات موشکی ایران پابرجاست.
این همزمانی، شکنندگی هر توافق احتمالی را نشان میدهد: مسیرهای کشتیرانی ممکن است از نظر عملیاتی باز شوند، اما در محیطی که نیروهای آمریکایی در حال حفاظت از کشتیها هستند و پنتاگون درباره پیامدهای حقوقی و سیاسی طرح تردید دارد، اعتماد متقابل هنوز شکل نگرفته است.
نیویورکتایمز همچنین گزارش داده است دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در هفتههای اخیر دو بار از صدور مجوز حمله به اهدافی در ایران که سنتکام و ژنرال برد کوپر آماده کرده بودند، خودداری کرده است.
متن منبع این تصمیم را به اولویت بازگشایی سریع تنگه هرمز نسبت میدهد؛ اما درباره محاسبات کامل واشنگتن یا میزان قطعیت این گزارش اطلاعات بیشتری ارائه نمیکند.
در نتیجه، میتوان گفت دیپلماسی محدود پیرامون کشتیرانی فعلاً در کنار بازدارندگی نظامی جریان دارد، نه بهعنوان جایگزین آن.
برای ایران، هر سازوکاری که تردد کشتیها را بهطور پایدارتر برقرار کند میتواند از فشار اقتصادی ناشی از اختلال در تجارت دریایی بکاهد؛ اما اگر نقش تهران در آن صرفاً به هماهنگی عملیاتی محدود شود، ادعای اعمال اختیار بر آبراه با محدودیت روبهرو خواهد بود.
برای عمان نیز میانجیگری در چنین پروندهای میتواند اهمیت دیپلماتیک داشته باشد، ولی موفقیت آن به روشنشدن مسئولیتهای امنیتی، سازوکار نظارت و وضعیت حقوقی کریدورها بستگی دارد.
تا زمان انتشار متن رسمی و تأیید مشترک طرفها، این تحول را باید یک چارچوب در حال مذاکره دانست، نه توافقی تثبیتشده.

