خبر زنده و ۲۴ ساعته · لندن
UKFarsi
UK فارسیرسانه مستقل فارسی‌زبان
پرچم شیر و خورشید
خبر فوری

آخرین خبرهای ایران و ایرانیان جهان، با منبع اصلی و به زبان فارسی

8 August 2026 · 04:52

پرونده: جنگ ایران و عراق و جوانان ایران

روایتی مستند از جنگ هشت‌ساله، بسیج جوانان، حضور کودکان در جبهه، ادعاهای مربوط به «موج انسانی»، تلفات و میراث جسمی و روانی جنگ برای نسل‌های بعدی

۱. نقطه آغاز: حمله عراق و فروپاشی نظم پس از انقلاب

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، ارتش عراق به ایران حمله کرد. اختلاف بر سر مرز آبی اروندرود، رقابت منطقه‌ای، نگرانی حکومت صدام حسین از پیامدهای انقلاب ۱۳۵۷ و ضعف موقت ساختار نظامی ایران، از عوامل اصلی آغاز جنگ بودند. عراق تصور می‌کرد آشفتگی سیاسی و پاک‌سازی‌های نظامی پس از انقلاب، ایران را آسیب‌پذیر کرده است. حمله اولیه عراق در خوزستان و مناطق مرزی پیشروی‌هایی به همراه داشت، اما نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند. در همان ماه‌های نخست، ارتش جمهوری اسلامی، سپاه تازه‌تأسیس و نیروهای داوطلب محلی در دفاع از شهرهایی مانند خرمشهر و آبادان نقش گرفتند. روایت رسمی جمهوری اسلامی از این مرحله، جنگ را «دفاع مقدس» نامید؛ در مقابل، تحلیل تاریخی باید میان واقعیت حمله عراق، تصمیم‌های نظامی بعدی ایران و تبلیغات سیاسی هر دو حکومت تفکیک قائل شود. ([history.com](https://www.history.com/this-day-in-history/september-22/iran-iraq-war?utm_source=openai))

۲. چرا جوانان به نیروی اصلی جنگ تبدیل شدند؟

ایران پس از انقلاب با ارتشی تضعیف‌شده، بحران سیاسی و قطع یا اختلال در بخشی از مناسبات تسلیحاتی خارجی روبه‌رو بود. سپاه پاسداران در ابتدا نیرویی کوچک‌تر از ارتش بود، اما جنگ به سرعت آن را به یک سازمان نظامی گسترده تبدیل کرد. بسیج نیز امکان جذب داوطلبان محلی، دانش‌آموزان، کارگران و جوانان کم‌سن‌وسال را فراهم کرد. در کنار انگیزه‌های ملی و دفاع از شهر و خانواده، آموزش مذهبی، فرهنگ شهادت، فشار اجتماعی و امتیازات اداری یا آموزشی نیز در تصمیم برخی جوانان برای پیوستن به جبهه مؤثر بود. درباره همه داوطلبان نمی‌توان یک انگیزه واحد فرض کرد: برخی برای دفاع از کشور رفتند، برخی تحت تأثیر ایدئولوژی رسمی بودند و برخی دیگر در فضای جنگی و فشار گروه همسالان امکان انتخاب محدودی داشتند. این ترکیب، بسیج جوانان را هم پدیده‌ای دفاعی و ملی و هم ابزاری برای بسیج سیاسی حکومت کرده بود. ([refworld.org](https://www.refworld.org/reference/annualreport/cscoal/2001/en/64522?utm_source=openai))

۳. نقطه عطف ۱۹۸۲: بازپس‌گیری خاک ایران و ادامه جنگ

تا سال ۱۹۸۲، ایران توانست بخش عمده سرزمین‌های اشغال‌شده را بازپس بگیرد. عراق در همان سال پیشنهاد آتش‌بس و مذاکره را مطرح کرد، اما رهبران ایران پایان جنگ را بدون دریافت تضمین‌ها و امتیازهای مورد نظر نپذیرفتند. از این زمان، عملیات‌های ایران عمدتاً در خاک عراق انجام شد و هدف‌هایی مانند فشار برای سرنگونی صدام، دریافت غرامت و تنبیه متجاوز دنبال شد. تصمیم به ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر یکی از مناقشه‌برانگیزترین نقاط تاریخ جنگ است. مدافعان آن می‌گویند مرزها و امنیت ایران هنوز تضمین نشده بود؛ منتقدان می‌گویند ادامه جنگ، هزینه انسانی و اقتصادی آن را به‌طور چشمگیری افزایش داد. از منظر جوانان، این تصمیم به معنای تبدیل یک جنگ دفاعی به جنگی طولانی‌تر و فرسایشی بود که نسل‌های بیشتری را به خدمت وظیفه و بسیج داوطلبانه کشاند. ([history.com](https://www.history.com/this-day-in-history/september-22/iran-iraq-war?utm_source=openai))

۴. «موج انسانی»: واقعیت نظامی، تعبیر تبلیغاتی و اغراق‌های بعدی

در بخش‌هایی از جنگ، به‌ویژه در عملیات‌های بزرگ ایران، از حملات پیاده‌نظام در مقیاس وسیع علیه مواضع مستحکم عراق استفاده شد. این حملات در ادبیات نظامی و رسانه‌ای خارجی گاه «human wave attacks» نامیده شده‌اند. اما این اصطلاح نباید به‌صورت خودکار به معنای فرستادن افراد بی‌سلاح یا استفاده عامدانه از انسان‌ها به‌عنوان سپر انسانی تلقی شود. نیروهای ایرانی ترکیبی از ارتش، سپاه و بسیج بودند؛ برخی عملیات‌ها با شناسایی، توپخانه، قایق، خودرو، مهندسی رزمی و پشتیبانی هوایی همراه می‌شدند، هرچند کمبود تجهیزات، زمین مین‌گذاری‌شده و برتری آتش عراق در بسیاری از مقاطع تلفات سنگینی ایجاد کرد. ادعای استفاده از کودکان برای مین‌روبی با بدن، در گزارش‌های حقوق بشری و خاطرات جنگی دیده می‌شود، اما بسیاری از نسخه‌های مشهور این روایت فاقد مشخصات قابل راستی‌آزمایی‌اند. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که نوجوانان کم‌سن در ساختار بسیج حضور داشتند و برخی در مناطق عملیاتی و نبرد به کار گرفته شدند؛ اما تعمیم هر تصویر یا روایت به کل عملیات‌ها، از نظر تاریخی قابل دفاع نیست. ([amnesty.org](https://www.amnesty.org/en/documents/mde01/003/2001/en/?utm_source=openai))

۵. کودکان و نوجوانان: آنچه سند دارد و آنچه باید با احتیاط گفت

گزارش «ائتلاف برای توقف استفاده از کودکان سرباز» در سال ۲۰۰۱ می‌گوید کودکان، برخی حتی از حدود ۹سالگی، در جریان جنگ ایران و عراق در ساختار بسیج حضور داشتند و استفاده از آنان گسترده بوده است. گزارش همچنین به آمارهای منتشرشده از سوی مقام‌های ایرانی درباره اعزام بیش از ۵۵۰هزار کودک اشاره می‌کند؛ این رقم، آمار ادعایی یا اعلام‌شده از سوی مقامات است و به‌معنای وجود یک پایگاه داده مستقل و کامل از همه اعزام‌شدگان نیست. عفو بین‌الملل در سال ۲۰۲۶ نیز با استناد به سابقه و اظهارات مقام‌های ایرانی، رقم بیش از ۵۵۰هزار کودک اعزام‌شده و دست‌کم ۳۶هزار کشته را نقل کرد؛ این ارقام باید به‌عنوان ادعای منتسب به منابع ایرانی و نه یک سرشماری مستقل قطعی خوانده شوند. شواهد موجود درباره سن پایین برخی نیروها، عکس‌ها، اسناد استخدامی، روایت‌های خانواده‌ها و گزارش‌های حقوق بشری را تأیید می‌کند، اما درباره تعداد دقیق کودکان، نقش هرکدام و سهم آنان در عملیات‌های رزمی، خلأ داده جدی وجود دارد. ([amnesty.org](https://www.amnesty.org/en/documents/mde01/003/2001/en/?utm_source=openai))

۶. سرباز وظیفه، بسیجی داوطلب و کودک نظامی؛ تفاوت‌هایی که نباید حذف شوند

در روایت‌های عمومی، همه نیروهای ایرانی گاهی «بسیجی» نامیده می‌شوند، در حالی که ساختار نیروها متفاوت بود. ارتش دارای سربازان وظیفه و نیروهای حرفه‌ای بود؛ سپاه نیرویی انقلابی و سپس نظامی‌شده بود؛ و بسیج شبکه‌ای از داوطلبان و نیروهای ذخیره را فراهم می‌کرد. یک جوان ۱۸ یا ۱۹ساله سرباز وظیفه، از نظر حقوقی و سازمانی با یک دانش‌آموز کم‌سن بسیجی یکسان نبود. همچنین حضور کودک در دوره آموزش یا خدمات پشتیبانی الزاماً مساوی با شرکت مستقیم در عملیات رزمی نیست. این تمایز برای ارزیابی مسئولیت فرماندهان، سنجش تلفات و تحلیل تجربه خانواده‌ها اهمیت دارد. استفاده از افراد زیر ۱۵ سال در مخاصمات، طبق حقوق عرفی بین‌المللی، می‌تواند جنایت جنگی باشد؛ پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک نیز استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری برای افراد زیر ۱۸ سال تعیین می‌کند، هرچند ایران آن پروتکل را امضا کرده اما تصویب نکرده است. ([amnesty.org](https://www.amnesty.org/en/latest/news/2026/04/iran-recruitment-of-child-soldiers-as-young-as-12-amounts-to-a-war-crime/?utm_source=openai))

۷. شمار تلفات ایران: چرا یک رقم قطعی وجود ندارد؟

تلفات جنگ ایران و عراق به دلیل نابودی یا ناقص‌بودن ثبت‌ها، تفاوت میان کشته نظامی و غیرنظامی، مفقودان، مرگ‌های دیررس ناشی از جراحات شیمیایی و اختلاف معیارهای آماری، محل مناقشه است. یک مرور نظام‌مند پزشکی که ۱۴ مطالعه را از میان ۱۷۵۱ نتیجه اولیه بررسی کرد، شمار کشته‌شدگان ایرانی در فاصله ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ را ۱۸۸٬۰۱۵ تا ۲۱۷٬۴۸۹ نفر برآورد کرد. همان مطالعه از حدود ۳۹۸٬۵۸۷ جانباز نیازمند پیگیری در پایان جنگ و حدود ۵۲هزار قربانی تأییدشده جنگ‌افزار شیمیایی سخن می‌گوید. در مقابل، برآوردهای سیاسی، رسانه‌ای و برخی منابع عمومی ارقام بالاتری، از چندصد هزار تا نزدیک یک میلیون کشته در مجموع دو کشور، مطرح کرده‌اند؛ این ارقام معمولاً برآورد کل جنگ‌اند و با ثبت رسمی کشته‌شدگان ایرانی یکی نیستند. بنابراین، برای ایران می‌توان با احتیاط از بازه حدود ۱۸۸ تا ۲۱۷هزار کشته بر پایه مرور پزشکی سخن گفت و ارقام بالاتر را فقط با ذکر منبع و روش محاسبه نقل کرد. ([pubmed.ncbi.nlm.nih.gov](https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/23981159/?utm_source=openai))

۸. جنگ شیمیایی و بدن‌های جوانی که تا دهه‌ها آسیب دیدند

سازمان ملل از سال ۱۹۸۴ چندین مأموریت برای بررسی ادعاهای استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی در جنگ اعزام کرد. گزارش مأموریت سال ۱۹۸۸ درباره استفاده از عوامل شیمیایی در درگیری ایران و عراق ثبت شده است. عراق در سال‌های پایانی جنگ به‌طور گسترده از گاز خردل و عوامل عصبی استفاده کرد؛ قربانیان فقط در لحظه حمله نمردند، بلکه بسیاری از بازماندگان دهه‌ها با بیماری‌های ریوی، چشمی، پوستی و سرطان روبه‌رو شدند. پژوهش پزشکی جدیدتر درباره جانبازان ایرانیِ در معرض خردل گوگردی نیز نشان می‌دهد که پیامدهای مرگ‌ومیر و بیماری می‌تواند تا دهه‌ها ادامه یابد. در این بخش، مسئولیت استفاده گسترده عراق از سلاح شیمیایی از نظر اسناد سازمان ملل و پژوهش‌های بعدی به‌مراتب مستندتر از بسیاری از روایت‌های جزئی درباره عملیات‌های پیاده است. ([digitallibrary.un.org](https://digitallibrary.un.org/record/161012?ln=en&utm_source=openai))

۹. شهرها، نوجوانان و «جنگ شهرها»

جنگ فقط در خط مقدم رخ نداد. از میانه دهه ۱۹۸۰، حمله به شهرها، موشک‌باران مناطق مسکونی، بمباران و جنگ نفتکش‌ها، زندگی میلیون‌ها غیرنظامی را مختل کرد. نوجوانان ایرانی در شهرهای مرزی مانند خوزستان، کرمانشاه و ایلام، و همچنین در تهران و دیگر شهرهای هدف حملات موشکی، تجربه‌ای دوگانه داشتند: برخی به جبهه رفتند و برخی در خانه، مدرسه، پناهگاه یا صف‌های مهاجرت با جنگ روبه‌رو شدند. تلفات غیرنظامی در آمارهای مختلف به‌طور یکسان ثبت نشده است؛ به همین دلیل باید از تبدیل یک رقم کلی به ادعای دقیق درباره «جوانان» پرهیز کرد. جنگ شهرها همچنین مرز میان سرباز و غیرنظامی را در حافظه اجتماعی مخدوش کرد و به شکل‌گیری نسلی انجامید که حتی بدون حضور در جبهه، با صدای آژیر، خاموشی، تشییع جنازه و کمبودهای اقتصادی بزرگ شد.

۱۰. اسارت، مفقودان و خانواده‌هایی که جنگ برای آنان تمام نشد

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ خواستار آتش‌بس فوری، توقف عملیات زمینی، دریایی و هوایی، بازگشت نیروها به مرزهای شناخته‌شده و آزادی و بازگرداندن اسیران شد. آتش‌بس در ۲۰ اوت ۱۹۸۸ برقرار شد، اما وضعیت مفقودان، اسیران و اجساد شناسایی‌نشده سال‌ها ادامه یافت. برای خانواده‌های جوانانی که بازنگشتند، تفاوت میان «شهید»، «مفقودالاثر» و «اسیر» فقط اداری نبود؛ این عناوین تعیین می‌کرد خانواده چه زمانی از مرگ مطمئن شود، چه خدماتی دریافت کند و چگونه سوگواری کند. بخشی از میراث جنگ در همین تعلیق طولانی شکل گرفت: خانواده‌هایی که دهه‌ها منتظر نشانه‌ای از فرزند، برادر یا همسر خود ماندند.

۱۱. جانبازان و هزینه‌ای که در آمار کشته‌ها دیده نمی‌شود

پژوهش نظام‌مند درباره پیامدهای جنگ، علاوه بر کشته‌شدگان، از صدها هزار جانباز و مجروح نیازمند مراقبت سخن می‌گوید. جانبازان شیمیایی، قطع‌عضوها، آسیب‌دیدگان نخاعی و افراد مبتلا به اختلالات روانی، هزینه جنگ را به دوره پس از آتش‌بس منتقل کردند. شماری از جانبازان با بیکاری، کاهش توانایی کار، مشکلات ازدواج و فشار بر خانواده روبه‌رو شدند. در برخی موارد، مرگ ناشی از پیامدهای شیمیایی یا خودکشی در آمار مستقیم تلفات جنگ درج نمی‌شود؛ بنابراین شمار کشته‌ها به‌تنهایی شاخص کاملی برای اندازه‌گیری خسارت انسانی نیست. این مسئله درباره جوانانی که در آغاز جنگ نوجوان یا در اوایل بزرگسالی بودند اهمیت بیشتری دارد، زیرا آسیب‌های جنگ بخش بزرگی از طول عمر آنان را تحت تأثیر قرار داد. ([pubmed.ncbi.nlm.nih.gov](https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/23981159/?utm_source=openai))

۱۲. نتیجه‌گیری: جوانان ایران، هم نیروی دفاع بودند و هم سرمایه‌ای که مصرف شد

جنگ ایران و عراق را نمی‌توان تنها با دوگانه‌های «قهرمانی» و «بیهوده‌بودن» توضیح داد. حمله عراق به ایران واقعیتی تاریخی و ثبت‌شده است؛ مقاومت مردم و نیروهای نظامی ایران نیز واقعیتی انسانی است. در عین حال، ادامه جنگ پس از بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغال‌شده، استفاده سازمان‌یافته از داوطلبان کم‌سن، پنهان‌ماندن بخشی از داده‌های تلفات و تبدیل مرگ جوانان به سرمایه سیاسی، موضوعاتی هستند که باید مستقل از مشروعیت دفاع اولیه بررسی شوند. شواهد موجود حضور کودکان و نوجوانان در ساختارهای نظامی ایران را تأیید می‌کند، اما درباره رقم دقیق آنان و همه ادعاهای مربوط به «موج انسانی» باید از قطعیت کاذب پرهیز کرد. تاریخ مستند جنگ، هم تجاوز خارجی و سلاح شیمیایی عراق را ثبت می‌کند و هم مسئولیت تصمیم‌های داخلی ایران را در قبال نسل جوانی که به جبهه فرستاده شد. پایان جنگ در اوت ۱۹۸۸ به معنای پایان اثرات آن نبود؛ برای بسیاری از خانواده‌ها، جانبازان، مفقودان و کودکان آن زمان، جنگ هنوز در بدن، حافظه و زندگی روزمره ادامه دارد.

منابع و اسناد اصلی

  1. سازمان ملل متحد، کتابخانه دیجیتال — قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت؛ ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷
  2. سازمان ملل متحد، کتابخانه دیجیتال — گزارش مأموریت دبیرکل برای بررسی استفاده از سلاح‌های شیمیایی؛ ۱۹۸۸
  3. Amnesty International — Children: Invisible Soldiers in the Middle East and North Africa؛ گزارش ایران، ۲۰۰۱
  4. Child Soldiers International / Refworld — Child Soldiers Global Report 2001: Iran
  5. Amnesty International — Iran: Recruitment of child soldiers amounts to a war crime؛ ۲۰۲۶
  6. PubMed — Mortality and injuries among Iranians in Iraq-Iran war: a systematic review
  7. Public Health / ScienceDirect — Standardised mortality ratios in people exposed to sulphur mustard during the Iran–Iraq war؛ ۲۰۲۴
  8. History.com — Iran-Iraq War begins